ایا میتوانم کسی را که دوست دارم جذب کنم؟

  • ۱۲ آذر ۱۳۹۴ ۰۱:۴۹:۱۷ ب.ظ



با عرض سلام خدمت استاد شاهرخی عزیز. یه سوال از خدمتتون داشتم که می خواستم راهنماییم کنین. من از بچگی افسردگی خفیف داشتم ولی از حدود 9 سال پیش افسردگیم بدتر شد تا حدی که حس می کردم هیچ رنگی رو نمی بینم به غیر از سیاه. همه جا رو به رنگ خاکستری یا سیاه می دیدم. توی این مدت من فقط یک بار دکتر رفتم که داروها رو فقط برای یک هفته خوردم و بعد دیگه نخوردم. دلیلش هم این بود که مسافرت رفته بودیم و من یک شب که توی چادر مسافرتی خوابیده بودم، ناگهان از خواب پریدم و همه جارو قرمز می دیدم. اینقدر این تصویر برام وحشتناک بود که هنوزم که یادم میاد همون ترس میاد سراغم. همینطور ادامه دادم تا اینکه پارسال یک شب سوره ی نور رو خوندم و خیلی متحول شدم و حس کردم که واقعا قلبم پر از نور شده. بعد از اون دیگه نخوندم. این روند همینطور ادامه پیدا کرد ولی حس می کردم که هر روز داره حالم بهتر می شه تا اینکه اوایل تیر امسال یه فایل راجع به خود هیپنوتیزم به دستم رسید و من خودم رو هیپنوتیزم کردم. همون لحظه حس کردم گرمای زیادی از بدنم خارج شد و بعد احساس راحتی و آرامش کردم. از اون روز به بعد چند بار دیگه خودم رو هیپنوتیزم کردم و هر دفعه می گفتم که من به زودی همسر دلخواهم را جذب می کنم. تا اینکه یه شب خواب همون کسی که آرزوش رو داشتم دیدم و در خواب خیلی احساس خوشبختی و شادمانی کردم. از چند روز قبل از خوابم همین طور از چپ و راست برام فایل قانون جذب می رسید تا اینکه اوایل مرداد امسال یک نفر رو توی یک شبکه ی تلویزیونی دیدم که خیلی به دلم نشست. البته این رو خدمتتون بگم که به دلیل افسردگیم من حتی خوش تیپ ترین مردا رو می دیدم و اصلا هیچ حسی پیدا نمی کردم. ولی ایشون برام یه جور دیگه بود. اوایل نسبت به ایشون هم حسی نداشتم ولی کم کم احساس علاقه در من به وجود اومد. چند روز بعد از اینکه ایشون رو دیدم توی اینترنت سرچ کردم و اطلاعاتی از ایشون به دست آوردم و وقتی که تمام عکس های ایشون رو دیدم فهمیدم که ایشون دقیقا همون کسی هستند که من در خواب دیده بودم . من چون کلاس می رم تا دو ماه پیش هر وقت که به کلاس می رفتم خیلی نسبت به این قضیه امیدوار بودم ولی وقتی که بر می گشتم چون خیلی خسته می شدم ناامید می شدم و گریه می کردم. ولی انگار یه نفر من رو می برد کنار کامپیوتر و بهم می گفت روشنش کن و آهنگ گوش بده. خیلی گریه می کردم ولی بعد از دو سه تا آهنگ کاملا حالم خوب می شد تا حدی که انگار اصلا ناامید نشده بودم. من خیلی به موسیقی علاقه دارم. به همین دلیل تازگی ها انگار سیستم بدنم طوری برنامه ریزی شده که هر وقت که ناامید می شم می رم آهنگ گوش می کنم و ناخودآگاه اول از آهنگ های غمگین شروع می کنم و بعدش که گریه ام تموم می شه می رم سراغ آهنگ های شاد و دیگه آخرش به جایی ختم می شه که فکر می کنم که من الان کنار ایشون هستم و کاملا حسش می کنم. بعد از اولین خوابم هم یکی دو بار دیگه ایشون رو توی خواب دیدم. تازگی ها اصلا دیگه اون افکار ناامیدکننده سراغم نمی یاد و اگر هم بیاد اینقدر ضعیف هستن که به محض اینکه فقط حس می کنم داره حالم بد می شه انگار که یه نیروی درونی بر علیه افکار مخربم هماهنگ می شه تا حدی که اگر مهم ترین کار دنیا رو داشته باشم، ناخودآگاه می رم سراغ آهنگ گوش کردن و انگار دوباره RESET می شم و نسبت به ایشون امیدوار کامل. از طرف دیگه خودم حس می کنم که کلا همه چی باهام هماهنگ شده. چون من قبلا خیلی با خانوادم مشکل داشتم ولی در حال حاضر اصلا اینطور نیست یا اینکه حس می کنم همه باهام مهربون شده اند. یا اینکه هر روز یا یک موضوع تازه راجع به ازدواج می خونم و یا علائمش رو می بینم. حال اگه می شه شما لطف کنین و این اتفاقات رو برام تفسیر کنین. و این که آیا امکان این وجود داره که من به ایشون برسم و در این زمینه تلاش کنم. چون من ایشون رو به حدی دوست دارم که هر کسی رو که می بینم و حس می کنم دوستش دارم، ناخودآگاه این فکر به ذهنم می یاد که یادت باشه اینایی رو که دیدی شبیه همون شخص اصلی هستن.

پاسخ


درود کاربر گرامی

این مدت زیاد 9 ساله واقعا کوتاهی در حق خود کردید به سراغ درمان افسردگی حاد خود نرفتید 9 سال خیلی زمان زیادی بوده و چرا اقدام نکردید اگر هزینه مشکل بوده من عرض میکنم فقط در روز یک وعده غذا میل کنید بقیه هزینه غذا رو در ماههای اینده پس انداز کنید و  فقط به درمان افسردگی حاد خود بپردازید( منظور بنده اهمیت این قضیه حتی بالاتر از وعده غذایی برای درمان شما بوده است که اقدامی نکردید. )
شوکی که به شما وارد شده یکی از مشکللات روحی و شخصیتی شما را منجرب شده و سلسله اتفاقات ذهنی ناخوشایندی را برای شما در طول این ماهها یا این مدت که من اطلاع ندارم چقدر بوده رقم زده ( میفرمایید 9 سال حاد شده که خیلی خیلی زیاد است ) که زنجیر وار به هم وصل هستند تا میرسیم به جذب شما به شخصی که تصور میکنید ایشون را دوست دارید و اشخاصی که  تعمیم میدهید به ایشان در هر جایی که میبنید بنابر این ما با دو مشکل  و مسیله مواجه هستیم یکی حل مشکل شوک روحی و ذهنی شما که به طور موقتی با خود هیپنوتیزم گهگاهی تسکین داده شده و مانند  قرص مسکن موقتی  برای شما بوده چون خود هیپنوتیزم کردید خودتان را کم وبیش اثری موقتی و نتیجه موقتی را احساس کردید  ولی هیپنوتیزم کامل را شخص دوم باید انجام دهید و تفاوتی اساسی با روش شما( خود هیپنوتیزم)  یا  و  دعا درمانی دارد.
روش اهنگ گوش کردن  و RESET  فکری ذهنی مکانیزم خوبی برای تخلیه روانی شما شده چه غمگین چه شاد همین روش بدون هزینه را ادامه بدهید مناسب است هر چند درمان شما نیست ولی با شکلات هم میتوانید هرزگاهی سیر شوید.
 مشکل دوم مشکل هالوسینیشن یا توهمات ذهنی روحی زنجیر واری که پس از این اتفاقات برای شما ایجاد شده بنابراین باید ریشه مشکل شما توسط روان شناس و گفتار درمانی و شاید دارو و همچنین هیپنوتیزم حل شود در چندین جلسه باکمک روان شناس و حضورا که در ادامه عرض میشود
 و مورد بعدی جذب کسی که دوست دارید مشروط به دوست داشتن ایشان هست حدس من بر وابستگی و خلا روحی شما به این شخص یا شخص مشابه این تیپ شخصیت هست که تعمیم میدهید همه مثل ایشان هستند   بهتر است اول بر روی درمان خود و رفع نقیصه ها با کمک روان شناس مجرب خانم انجام بدهید تا در صورت جذب این شخص یاهر شخصی در زندگی هالوسینیشن و دنیای خیالی که ایجاد شده در اثر شوک های قبلی ضربات منفی به زندگی مشترک شما نزند پس فعلا دست نگه دارید اول روان شناس خوب پیدا کنید تست های انلاین یا افلاین شخصیت شناسی افسردگی و ام ام پی ای انجام بدهید چندین جلسه گفتار درمانی یا هر روشی که روان شناس  خاص شما پس از تست  به شما اختصاصا پیشنهاد کرد را به جدیت انجام بدهید و هیچ تصمیمی را نگیرید سپس اقدام  و قصد زندگی مشترک کنید. عرض من درمان و اتل بندی شکستگی های روحی شماست و بعد از ان هر اقدامی برای زندگی مشترک  یا هر هدفی است. پیروز باشید.

 

 

دانلود رایگان صدها مقاله و فایل های صوتی رایگان

با عضویت در خبرنامه وب سایت ما در پایین صفحه

تصویر ثابت

طراحی و اجرا: فروشگاه ساز سبدخرید